الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

232

الغدير ( فارسي )

كسى است كه متولَّى امر تو مىشود و آن دو را ( مولى و ولىّ ) معنى يكى است ، و از اين باب است حديث : و ايما امرأة نكحت به غير اذن مولاها . . و بعض از ارباب حديث چنين روايت نموده‌اند : به غير اذن وليها ، - ( در هر دو صورت ، معناى جملهء بالا : و هر زنى كه زناشوئى كند بدون اذن سرپرست خود . . ) و ابن سلام از يونس روايت كرده كه : مولى . در دين همان ولىّ است ، و اينست قول خداى تعالى : ذلك بان اللَّه مولى الذين آمنوا و ان الكافرين لا مولى لهم يعنى لا ولى لهم ، و از اين قبيل است ، حديث : من كنت مولاه . . . يعنى : من كنت وليه . . . و شافعى گفته : حمل مىشود بر ولآء اسلام ، و نيز ( يعنى حمل مىشود ) به - ناصر - ، جواهرى آن را نقل نموده و جملهء : من كنت مولاه . . . نيز به آن تفسير شده است ( 1 ) 331 - ابو العرفان ، شيخ محمّد بن علىّ صبّان - شافعى - متوفاى سال 1206 ، نامبرده در مصر متولد و نشو و نما كرده و در تحت تعليمات عاليهء علماء آنديار فارغ التحصيل شده و بتحقيق ادامه داده تا در علوم عقلى و نقلى تخصّص و احاطه يافته و به تحقيق و دقت نظر مشهور گشته و در مصر و شام نام او پيچيده ، نامبرده تأليفات گرانبها و بسيارى نموده كه بالغ بر ده فقره از تأليفات او بچاپ رسيده ، از جملهء آنها : « اسعاف الراغبين في سيرة المصطفى و فضايل اهل بيته الطاهرين » كه در سال 1185 تأليف شده ، در كتاب مزبور كه در حاشيه « نور الابصار » چاپ شده در ص 152 گويد : رسول خدا ( ص ) در روز غدير خم فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حيث دار ( 2 ) اين حديث را سى تن از صحابه از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله روايت نموده‌اند و بسيارى از طرق آن صحيح يا حسن است .

--> ( 1 ) اعتبار ما بروايت او است نسبت به اين حديث نه به آنچه پيرامون مفاد آن ( بزعم خود ) تحقيق نموده است ! ! . ( 2 ) يعنى هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى او است ، بار خدايا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد ، و يارى كن كسى را كه او را يارى كند ، و خوار كن آنكه را كه او را خوار كند و او را در هر حال محور حق قرار ده